یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

لونا ....................  

[ ۱۳٩٤/۱٢/٢٢ ] [ ٩:۳٩ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]

می روم

            بی تو

می روم

برای همیشه 

                    با خیال تو

 

 

پ.ن 1: دوستان خدانگهدار .. برای همیشه .. اینجا تعطیل شد .. آرزوی شادی برای همه دارم ..

پ.ن 2: حذفت نمی کنم، تا بدانم روزی یکی اینجا بوده و شاید هم .. یکی هست ..

 

 

ژن کاذب رفت ..

[ ۱۳٩٠/٤/۳ ] [ ۱:٠٠ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]

بی تو ..

           ولگرد زمانم

                           و تنها در زمان پرسه می زنم ..

 

 

ژن کاذب

[ ۱۳٩٠/۳/۳۱ ] [ ٢:٠٠ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]

سلام، سلام و سلام ...

در فکر ماه شب چهارده ام ..

با چهره ای بزرگ و زیبا از پشت کوه سر برآورد - ولی روشنایی نداشت -

لحظه به لحظه که بالاتر میرفت، روشنایی اش زیادتر می شد و اندازه اش کوچکتر

آنچنان بالا رفت تا به تعادلی در روشنایی و اندازه رسید.

و من به تعادل اندیشیدم!!

و هرچه فکر کردم، تعادلی نبود، تعادلی نیست، ندارم!!

دراز کشیدم تا خوابم ببرد ولی نبرد، برخواستم تا دوباره ماه را بنگرم،

ماه دستی بر لبه ی پنجره گذاشته بود و با لبخندی به شیشه می کوبید،

پنجره را بگشودم، گفتمش، پس تویی که همه ی زیبارویان را به تو تشبیه می کنند؟

لبخندی زد و دور شد، آه .. و من، تو را دیدم که دور شدی ..

و در سکوت، و در لبخندی تلخ، یاد کلام قیصر افتادم و زمزمه کردم،

وقتی تو نیستی، نه هستهای ما چونانکه بایدند، نه بایدها ..

و همچو قیصر، مثل همیشه، لبخندهای لاغر خود را در دل ذخیره کردم، برای روز مبادا،

و با او تکرار کردم، هر روز بی تو روز مباداست ...

و باز به تعادل اندیشیدم، تعادل روح، تعادل فکر، جسم و زندگی،

همانهایی که با رفتنت با خود بردی ..

 

 

پ.ن ١: برگ در انتهای زوال می افتد و میوه در ابتدای کمال، بنگر چگونه می افتی؟(دکتر شریعتی)

پ.ن ٢: اگر می خواهی کسی از تو دور شود،یا کسی را از خودت دور کنی، فقط کافیست او را از ته دل دوست بداری و او نیز این را بداند، خودش خواهد رفت ..

پ.ن ٣: زندگی در برابر ما همه چیز است!! کوه، رود، بازی، زندان و .. ولی این نیست، ما خودمان زندگی هستیم و زندگی یعنی ما ..

پ.ن ۴: آه .. روزهای خوش کجایید؟ اکنون تنها تبسمی زورکی بر چهره نقاشی میکنم ..

 پ.ن ۵: دیوارهای فاصله بسیارند .. (قیصرامین پور)

پ.ن ۶: باورکن، من همین امروز، من همین فردا، به زنده بودن خود اعتراف خواهم کرد ..

پ.ن ٧: وقتی کسی تو را باور نمی کند، بدون شک در فکر شخص دیگریست و درحال مقایسه تو با او ..

 

 

ژن کاذب

 

[ ۱۳٩٠/۳/٢۸ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]

 میلاد مولود کعبه مبارک

علی کیست؟

علی شوق است وقتی که ما نیمی از خویش را تسلیم نیازمندی می کنیم .

علی پدر است برای یتیم نگاه من و تو!

چک چک نور است بر ظلمانی شبهای من و تو!

قطره قطره شوق است در تلخ کویر تنهایی من و تو!

علی یک آشنای ساده و صمیمی است از قبیله قربت در نزدیکترین فاصله از من و تو!

علی درد نیست، درس است!

علی راح روح است!

عطر عبور عشق، نه! علی خود عشق است .

 

اگر تنهایی! اگر بی دینی! اگر بی کسی!

اگر شوقی به ماندن نداری و در تف تلخ تکثیر تنهایی خویش سرگردانی،

لحظه ای درنگ کن!!

و در خلوت خامشانه خویش به سروش آسمانی گوش فراده که می سراید:

به جز از علی نباشد به جهان گره گشایی   

طلب مدد از او کن چو رسد غم و بلایی

 

برگرفته شده از کتاب امام علی (ع) به اهتمام محمود نامی

 

 

پ.ن ١: روز پدر بر پدران دیروز، امروز و فردا مبارک باد.

پ.ن ٢: برترین عبادت ها، غالب آمدن بر عادت است.        امام علی (ع)

پ.ن ٣: جلوتر از من قدم برندار، شاید دنبالت نیایم، پشت سرم راه نرو، شاید من راه را بلد نباشم، در کنارم گام بردار و دوستم باش ..

پ.ن ۴: یا علی (ع)

[ ۱۳٩٠/۳/٢٥ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]

سلام ..

آیا کسی هست؟

آیا کسی هست کمی لبخند به من قرض دهد؟

نه!! قرض نمی خواهم، برای ادای قرض باز هم لبخند نیاز است ..

آیا کسی هست کمی لبخند به من بفروشد؟ بهای آن هر آنچه باشد خواهم پرداخت!!

من لبخند را برای خودم نمی خواهم!!

برای کودک همسایه می خواهم که هر روز به من لبخند میزند و من لبخندی ندارم به او بدهم !!

آیا کسی لبخندش را می فروشد؟

آیا کسی هست؟

 

 

پ.ن 1: باید خدا را شکر گذار باشیم که آنچه می خواهیم به ما نمی دهد ..

پ.ن 2: بدون شک بهای لبخند، چیزی جز لبخند نیست ..

پ.ن 3: عصبانیتم را بر سر کودکی خالی کردم که از من تنها یک لبخند می خواست ..

پ.ن 4: باید به پی نوشت هایم احترام بگذارم!! آنها هستند که نوشته های مضحکم را به دست فراموشی می سپارند و خود راهی به سوی گفتگو باز می کنند(چقدر کاذب بود)

پ.ن 5: اینروزها روح و جسمم بر هم اصطکاک دارند ..

پ.ن 6: ژن کاذب در بی حوصلگی روحش گفت: باید با دوستانم دشمنی کنم تا در یادشان بمانم ..

پ.ن 7: غرور که بر تو مسلط شود، تو میمانی و دوستانی چاپلوس و البته دروغین، و تو تنهاترین ..

 

 

ژن کاذب

 

[ ۱۳٩٠/۳/٢۳ ] [ ٢:٠٢ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]

بر سر سفره ی تنهایی ام

- با چاشنی سکوت -

قلبم را تکه تکه میجوم

جرعه ای افسوس می نوشم

بوی نامطبوع حقارت، می پیچد در اتاقم

- غم بر دیوارها تار می بندد -

عقلم را از پنجره اتاق، بیرون می اندازم

مست می کنم ز نبودنت

با دیوارها هم کلام می شوم ...

 

 

پ.ن ١: چیزی نشده است، اتفاقی هم نیافتاده!! فقط روحم گرسنه است ..

پ.ن ٢: شرط اول بقاء در سیستمهای مادی امروزی، خودخواهی ست، شرط دوم؟ شرط دومی نیست، همان اولی کافیست ..

پ.ن ٣: علم هیچگاه در برابر احساسات پیروز نشده است، آنجا که بمبها ساخته شدند، علم احساسات را خواب انداخته بود .. 

پ.ن ۴: مگر در کدامین طلوع تو را سپاس نگفتم که اینچنین غم غروب را بر من روا میداری؟

پ.ن ۵: و اما زندگی هنوز ...

 

 

ژن کاذب

 

[ ۱۳٩٠/۳/٢٠ ] [ ٢:٢٥ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]

دنیا در برابر من

و من در برابر دنیا

سهم دنیا، تمام من

سهم من، فقط یک آه ..

سهم تو؟؟

خنده،

سهم تو یک راه ..

 

 

پ.ن 1: حلقه ات بر انگشتم زخمی انداخته،که نه میتوانم آن را بیرون آورم و نه تحمل کنم، چه کنم قلبم را؟؟

پ.ن 2: من می آموزم که مشرف بر زاویه ی نگاه و خواسته ی دیگران باشم، نه منتهی به منحنی ایرادها ..

پ.ن 3: کاش آنقدر مغرور نبودیم که سپری بسازیم در برابر قلبمان و سحرگاهان چشمان خیسمان را بر هم زنیم و با هق هقی ملایم در خود زمزمه کنیم، ای کاش ..(برای شخصی خاص)

پ.ن 4: کسی که در برابر حقیقت، با لبخندی، سر تعظیم فرود می آورد، در برابر واقعیت قامت راست نموده و محکم گام برمی دارد ..

پ.ن ۵: شاید در این هوایی که رو به گرم شدن است، داشتن یک قلب یخی، بهتر باشد ..

 

 

ژن کاذب

[ ۱۳٩٠/۳/۱٥ ] [ ۱۱:٤٥ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب