یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

سلام ، سلام و سلام ...

این یه داستان طنزه، در این داستان قصد توهین به هیچکس یا گروه یا قوم خاصی نیست ...

یه مرد عرب یه الاغ از یه مرد ترک میخره و میبره خونه و از الاغه کار میکشه و بهش آب و غذا هم میده ، این الاغ با وجودی که علف میخورده ولی اصلا آب نمی خورده و مرد عرب هر چی اونو میبره لب رودخونه یا توی ظرف براش آب میزاره، اون الاغ اصلا لب به آب نمیزنه ...

دو هفته میشه و مرد عرب میبینه الاغ داره از تشنگی تلف میشه ولی حاضر نیست لب به آب بزنه ، به ناچار اونو میبره پیش صاحب تُرکش و میگه : این چه خریه دادی به من ؟ اصلا آب نمیخوره !!! از تشنگی میخواد تلف شه ولی حاضر نیست آب بخوره ، فکر کنم اصلا بلد نیست آب بخوره ...

مرد ترک میگه بدش به من ، و الاغه رو میبره لب جوی آب و بهش میگه « سو ییچ » ...

الاغ بیچاره شروع میکنه با ولع آب خوردن !!! مرد عرب رو به ترکه میکنه و میگه : مرد حسابی تو خر به من فروختی ، سوییچش رو بهم ندادی ...

 

 

پ.ن ١: سوییچ در زبان ترکی یعنی : آب بخور ... « سو » یعنی آب و « اییچ » یعنی بخور ... مثل سن اییچ که یعنی: تو بخور ...

پ.ن ٢: این روزا به خاطر آزاد سازی یارانه های انرژی قیمت الاغ رفته بالا و احتمالا بالاتر هم میره ...

پ.ن ٣: الاغ کارایی خیلی بالایی داره، از جمله: مصرف سوختش پایینه، آلودگی ایجاد نمیکنه ( فقط یه کمی آلودگی صوتی داره چشمک )، قدرتش هم زیاده ( یک خر بخار که معادل هزار اسب بخاره )، حتی مُرده الاغ هم کارایی داره و مهمترین کارایی اون به حساب میاد، رضا یزدانی توی یکی از آهنگهاش میگه: کباب چرب پایتخت، گوشت الاغ مرده بود ...

پ.ن ۴: بازم میگم قصد جسارت به هیچ قومی رو نداشتم و ندارم ...

پ.ن ۵: فعلا از رفتن حرفی نمیزنم تا همه چی مشخص بشه ...

 

 

 

ژن کاذب

[ ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ ] [ ۱۱:٢٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب