یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

اگر دروغ رنگ داشت، هر روز شاید ده ها رنگین کمان از دهان ما نطفه می بست و بی رنگی کمیاب ترین چیزها بود ...

اگر گناه وزن داشت، هیچ کس را توان آن نبود که گامی بردارد ...

اگر دیوار نبود، نزدیکتر بودیم، همه وسعت دنیا یک خانه میشد، و تمام محتوای سفره سهم همه بود و هیچ کس در پشت هیچ ناکجایی پنهان نمی شد ...

اگر همه سکه داشتند، دلها سکه را بیش از خدا نمی پرستیدند و یک نفر کنار خیابان خواب گندم نمی دید تا دیگری از سر جوانمردی بی ارزشترین سکه اش را نثار او کند ...

اگر عشق نبود، به کدامین بهانه می خندیدیم و می گریستیم؟ کدام لحظه ناب را اندیشه میکردیم؟ چگونه عبور روزهای تلخ را تاب میآوردیم؟ آری بیگمان پیش تر از اینها مرده بودیم ...

اگر کینه نبود، قلبها تمام حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند و من با دستانی که زخم خورده توست، گیسوان بلند تو را نوازش میکردم و تو سنگی را که من به شیشه ات زده بودم به یادگار نگه می داشتی و ما پیمانه هایمان را شبهای مهتابی به سلامتی دشمنانمان پر میکردیم ...

اگر مرگ نبود، زندگی بی ارزشترین کالا بود، زیبایی نبود، خوبی هم شاید ...

اگر عشق ارتفاع داشت، من زمین را زیر پای خود داشتم و تو هیچ گاه عزم صعود نمیکردی، آن گاه شاید پرچم کهربایی مرا در قله ها به تمسخر میگرفتی ...

اگر خواب حقیقت داشت، همیشه با تو در آن ساحل سبز لبریز از ناباوری بودم ...

 

دکتر شریعتی

 

پ.ن ١: اگر تو بودی، هیچگاه من نبودم، همیشه ما بودیم، ما بودیم و نگاه دیگران، ما بودیم و چشمهای تو، ما بودیم و قلب من، ما بودیم و هرگز آه نبود، آه ...

پ.ن ٢: اگر عقل نبود، به گمانم ما در میان بقیه حیوانات میلولیدیم، میکشتیم و کشته میشدیم، می خوردیم و خورده میشدیم، فکر کنم اکنون نیز چنین است، شاید ...

پ.ن ٣: اگر این پست را به دقت بخوانیم، هیچ گاه نخواهیم گفت زیباست، جالب است، و شاید به حقیقتی دست یابیم که خیلی ها از آن فراری هستند ...  

[ ۱۳۸٩/۱٠/٢٥ ] [ ۸:٢٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب