یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

انتظار، انتظار و انتظار، همه کارم انتظار، همه ی وجودم انتظار ...

پس کجایی؟ چرا نیستی؟ چرا نمی آیی؟

آی با توام، تو که هر لحظه در کنار افکارم پرسه میزنی ...

بیا که خسته ام، خسته تر از همیشه ...

کجایی؟ نبودنت سنگین شده ...

 بیا و غم را غمگین کن!

بیا و خستگی را بیکس کن!

بیا و درد را خاموش کن!

بیا و تنهایی را تنها کن!

بیا و من را رها کن ...

بیا و این سکوت سیاه افکارم را فریاد کن!

بیا و این نفس را محبوس کن، ببند و خفه کن!

بیا و هر چه هست و نیست را هیچ کن!

بیا و من را پوچ کن ...

باتو هستم ای مرگ! با تو ...

 

 

پ.ن ١: وقتی انتظار خسته ات میکند، چه میکنی؟

پ.ن ٢: خسته ام خسته، ای نفس تو هم بیرون نیا ...

پ.ن ٣: این پست مخصوص ژن کاذب هست!!! تو مرگ را در دستانت بفشار تا از آن زندگی چکه کند دوست من ...

پ.ن ۴: رفیق روز مردنم، حال منو ازم نپرس، بزار بمونم تو خودم / رفیق خستگی من خسته ام از این پرسه زدن، بیا و زخم آخرو خودت تو قلب من بزن ...

پ.ن ۵: اینبار هم موقتی اومدم ...

 

 

ژن کاذب

 

[ ۱۳۸٩/۱۱/۱٤ ] [ ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب