یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،


آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،


آنگاه که بنده ای را نادیده می انگاری،


آنگاه که حتی گوشت را می بندی تا صدای خرد شدن غرورش را نشنوی،


آنگاه که خدا را می بینی و بنده خدا را نادیده می گیری،


می خواهم بدانم،


دستانت را بسوی کدام آسمان دراز می کنی تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟


بسوی کدام قبله نماز می گذاری که دیگران نگذارده اند؟


دکتر شریعتی


 

پ.ن ١: آنگاه که با دروغهایت، اسرار و دردهای دیگری را شنیدی و آن را برای دوستت فاش کردی و با هم خندیدید!!، هی، هی، بماند .. بماند ...

پ.ن ٢: تو محکومی به زندگی کردن، تا شاهد مرگ آرزوهای خودت باشی ...

پ.ن ٣: سال جدید با تنفر از تو شروع شد، تو که همه ی ادعاهات، همه ی حرفات و همه ی وجودت دروغ بود، دروغ ...

پ.ن ۴: دوستان عزیزم از همه شما که به من سر میزنید ممنونم ...

پ.ن ۵: دکتر، روحت شاد که اینروزها تنها همدم من هستی ...

پ.ن ۶: برای همه ی دوستانم آرزوی موفقیت و شادی دارم ...

 

 

ژن کاذب

[ ۱۳٩٠/۱/٧ ] [ ۱:٥٦ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب