یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

تو

زیبا مهروی قصر خسرو، همدم پرویز

چراغ روشن شاه جوان بختی ..

منم فرهاد، منم فرهاد، فقیر و کوهکن، فرهاد بی فریاد

منم فرهاد،

با کوه و کمر همدم، رفیق سالیان سنگ،

صبور و رنجبر، با مار و مور و خار و خس هم غم!

عزیز من:

قرار خواب من، معشوقه دیرین

گل یکدانه ی رویایی ام، شیرین

نمیدانم چرا دنیای دون آدمیزادان، قرارش بر مدار هرگز و ناممکن و هیهات و ناهنجار میگردد؟

نمیدانم چرا پیوسته از ما مردم زار و فقیر شهر، کسی با جان و دل خواهان شهزادی زیبا و حجاب دار میگردد؟

تو اصلا باب دندان خدایان زر و زوری

من بی زور و زر، تا خسرو زرین کلاه مملکت مانده، چه میگویم؟

ولی شیرین من، شهزاد آرمان ..

پای از گلیم خویش بیرونتر نباید برد در قانون ساسانی

و گرنه لعنت موبد، و گرنه تهمت بی دینی و زندیق،

و گرنه چکمه دژخیم خواهد بود و کمتر حکم زندانی ...

تو شهبانوی ایرانی،

منم این کوهکن در کوههای بی سرانجامی و گمنامی ..

همیشه بین ما دیوار خواهد بود ..

وصالت را نمی خواهم

کنارت را نمی خواهم

خیال مهربان تو مرا کافیست

تنت ارزانی صورت پرستان مدائن باد

منم فرهاد، فقیر و کوهکن، فرهاد بی فریاد

منم فرهاد، جرثومه ی تاریخ بدبختی و گمنامی

و نامم ناله ی نفرین صدها عاصی و آگاه

منم فرهاد بی فریاد، منم فرهاد گم در یاد ...


 

پ.ن 1: نمیدونم شعر از کیه؟ آبجیم واسم فرستاد و به حس و حالم خورد ...

پ.ن 2: گاهی وقتها یه برداشت نادرست، توسط یه دوست، چنان بهم میریزدم که ...

پ.ن 3: آهنگ وبلاگم رو عوض کردم، شاید برای هر متنی اهنگ خاص خودشو بزارم، شاید هم این تا ابد بمونه.

پ.ن 4: و چه اندیشه ای تلخ تر از اینکه، آنکس که دوستت میدارد، دشمنت است.

پ.ن 5: حواسمان باشد، مردم خانواده خداوندند و کسی چه میداند او در گوش تک تک اعضای خانواده اش چه رازی گفته است؟

پ.ن 6: خیلی دلم گرفته ...

[ ۱۳٩٠/٢/٤ ] [ ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب