یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

زمانی به گونه ای آشتی ناپذیر احساس تحقیر می کنیم که دریابیم،

آن جا که فکر می کردیم عزیزمان می دارند،

فقط به ما چون اثاث خانه و تجمل نگریسته اند و

صاحبخانه جلوی میهمانانش با ما حس خودپسندی خود را ارضاء کرده است ..

 

نیچه

 

پ.ن ١: اکنون این احساس بر من چیره گشته است ..

پ.ن ٢: دعوت شده بودم، رفتم، ولی کسی نبود ..

پ.ن ٣: کسانی که به آنان عشق می ورزیم از بیشترین قدرت برای آزردن ما برخوردارند ..

پ.ن ۴: گفتی بمان، ماندم .. گفتی بخوان، خواندم ..گفتی بمیر، مُردم .. و تو شاخه گلی را که آورده بودی با خود بردی ..

پ.ن ۵: به مرحله ای رسیده بودم که قصد داشتم وبلاگم را رها کنم و بروم، ولی دوستانی هستند هنوز ..

پ.ن ۶: گاهی حقیقت، آنگونه که می گویند تلخ نیست، بلکه، تلخه تلخه تلخه تلخ است ..

پ.ن ٧: قصد دارم فاصله ی پستها را کمتر کنم ..

[ ۱۳٩٠/٢/٢٥ ] [ ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب