یکی هست ...
نويسندگان
لینک دوستان

سلام، سلام و سلام ..

روزی در پارک قدم می زدم، رفتم و روی نیمکتی نشستم، مرد میانسالی در حالی که سیگاری بر لب داشت به سمتم آمد و در کنارم نشست. بعد از چند دقیقه شروع کرد به حرف زدن، از همه چیز و همه جا گفت، دنیا، زندگی، جوانی ...

به جوانی که رسید گفت: همین جوانان امروزی را می بینی؟ خیلی ضعیف النفس اند!! گفتم چطور؟ گفت: اگر یک بار مواد مصرف کنند معتاد می شوند!!

گفتم واقعا؟ گفت: بله، من خودم دوازده سال است شبانه روز مواد مصرف میکنم ولی هنوز معتاد نشده ام !!!

گفتم: عجب!!

سیگارش داشت تمام می شد، با آتشش سیگار دیگری روشن کرد ...

 

 

پ.ن ١: من هم مدتهاست شب و روزم شده اینترنت ولی، هنوز معتاد نشده ام ..

پ.ن 2: استخوانهای قلبم درد می کند. کاش، معتاد محبتت نبودم ..

پ.ن 3: کسی که راه و روش دوستی را می داند، بدون شک قبل از آن راه و روش آزردن را آموخته است ..

پ.ن 4: من احساسم را می نویسم. گاهی خودم آن را مزه مزه می کنم، گاهی هم در آینه می بینم،نه!! هنوز تلخ است و غمگین ..

پ.ن 5: بسوزد پدر اعتیاد!! وگرنه من یک ژن کامل بودم ..

پ.ن 6: هیچی ..

 

 

ژن کاذب

[ ۱۳٩٠/۳/۱۱ ] [ ۱:۳٠ ‎ق.ظ ] [ ژن کاذب ]
درباره وبلاگ

یکی هست، یک ژن کاذب .. همه ی آدمیان کاذبند ولی اکثر ایشان خود را کامل میدانند و نمیخواهند باور کنند که کاذبند.
امکانات وب