در غم از دست دادن

در غم از دست دادن روشنایی، شمعی افروختم ...

در غم از دست دادن روشنایی وجودم، شمعی افروختم در تاریکی وجدانم ...

در غم از دست دادن تو، شمعی افروختم در قلب بیمارم ...

در غم از دست دادن امید چه کنم ؟؟؟

کدامین شمع نداشته را در کدامین مکان ناشناخته برافروزم ؟؟؟

عشق یا ایمان ؟؟؟

افسوس که هر دو قبل از امید از دست رفته اند !!! بدون روشن شدن شمعی ! ...

 

 

پ.ن ١: تو که میروی ، شمعت را روشن کن و برو ، اینجا کسی نیست تا برایت شمعی روشن کند ( با رفتنت من نیز رفتم ) ...

پ.ن ٢: پست بعدی آخرین و کوتاه ترین داستان طنزم خواهد بود ...

پ.ن ٣: و شاید آخرین پست در این وبلاگ ... شاید و فقط شاید ...

 

 

 

ژن کاذب

/ 52 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دختری با رویای آبی

اول بزار به مینا جونم سلام کنم بعد به دوستمم سلام عرض میکنم [نیشخند] سلووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم مینا جون خوجل خودم [قلب] خوبی ؟ از وقتی سایمو واسم آوردی ازین رو به اون رو شدم [پلک] خیییییییییییییییییییلی مرسی مینای عزیزم ماهی به خدا [ماچ][ماچ][ماچ][پلک]

دختری با رویای آبی

حالا نوبت ژن جون [قلب] سلووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم دوس جون کاذب خودمان [نیشخند] خوب بیدی ؟[پلک] آستینتو بزن بالا که تزریقاتمو شروع کنم [شیطان] وای نه [تعجب] نترس [تعجب] حمیده کارشو بلده [لبخند] یجوری موادو تزریق میکنم که خودتم نفهمی کی اینهمه مواد بهت تزریق شد [چشمک][نیشخند] میگمااا [تعجب] کارم درسته [مغرور] فک نمیکردم اینقد کار تزریقاتم خوب باشه که نویسندگیتو روز به روز بهتر کنه [مغرور] مثل ساایران !!! [نیشخند] هر روز بهتر از دیروز [مغرور] دینگ دینگ [نیشخند] آقا این رفیق شفیقتون سلام زیاااااد رسوندن خدمتتون [پلک] گلم دادن [گل][گل][گل][پلک] دیگه ببخشید دیگه یخورده پژمرده شدن طفلیا [ناراحت] ولی اشکال نداره دیگه من خودم گلم مگه نه ؟!!!! [نیشخند] خو راه زیاد بود بعد داشتم میومدم آجی مینا رو دیدم دیگه نشستیم به گپ و گفت کلا یادم رفت کجا میخواستم برم [خجالت][نیشخند] اکشال نداره بابا حالا وارونش کن لااقل قشنگ خشک شه [لبخند] ااااااااااااااااااا [تعجب] چقد شوخی کردم امروز [تعجب] اکشال نداره گاهی لازمه [چشمک] لحظه هات پرتقالییییییییییی ژن جووووون [پلک][لبخند][گل]

مرتضی ضیائی

سلام مرسی زیبا بود خوشم میاد تو هم از اون پی نوشت نویسای حسابی هستی[نیشخند] دقت کردی پی نوستا از خود مطلب جالب تره؟[زبان] شاد باشی[گل]

alive

تو جرات داری برو!![ابرو]

هیوا

چرا یهو اینجا غمناک شد؟[تعجب]

farhad sardasht

به جای انتقاد از تاریکی شمعی روشن کن

سعيده ...

شب بود ، شمع بود ، من بودم و غم ... شب رفت ، شمع سوخت ، من موندم و غم ...

رازینه

سرچشمه ی امید خداست.... در غم از دست دادن امید ، نور یک شمع کافی نیست.... خدا نور محضه.... امید رو از او بجو نه جای دیگه! عشق و ایمان از هم جدا نیستند رفیق....[گل]

ونوس

سلام.امروز با وجود اینکه همه دورم بودند خیلی احساس تنهایی کردم.همه هستند ولی نیستند...