انتظار

انتظار، انتظار و انتظار، همه کارم انتظار، همه ی وجودم انتظار ...

پس کجایی؟ چرا نیستی؟ چرا نمی آیی؟

آی با توام، تو که هر لحظه در کنار افکارم پرسه میزنی ...

بیا که خسته ام، خسته تر از همیشه ...

کجایی؟ نبودنت سنگین شده ...

 بیا و غم را غمگین کن!

بیا و خستگی را بیکس کن!

بیا و درد را خاموش کن!

بیا و تنهایی را تنها کن!

بیا و من را رها کن ...

بیا و این سکوت سیاه افکارم را فریاد کن!

بیا و این نفس را محبوس کن، ببند و خفه کن!

بیا و هر چه هست و نیست را هیچ کن!

بیا و من را پوچ کن ...

باتو هستم ای مرگ! با تو ...

 

 

پ.ن ١: وقتی انتظار خسته ات میکند، چه میکنی؟

پ.ن ٢: خسته ام خسته، ای نفس تو هم بیرون نیا ...

پ.ن ٣: این پست مخصوص ژن کاذب هست!!! تو مرگ را در دستانت بفشار تا از آن زندگی چکه کند دوست من ...

پ.ن ۴: رفیق روز مردنم، حال منو ازم نپرس، بزار بمونم تو خودم / رفیق خستگی من خسته ام از این پرسه زدن، بیا و زخم آخرو خودت تو قلب من بزن ...

پ.ن ۵: اینبار هم موقتی اومدم ...

 

 

ژن کاذب

 

/ 57 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سمیه

سلام چقدر آدم بعضی وقتا یه همچین حسی پیدا میکنه[ناراحت]

مهربون

سلام . همه خوبن؟ مینا جان کجایی پس؟[نیشخند] خبری ازت نیست[چشمک]

مینا

درو باز کن اومدم عجیجم[نیشخند] یالله...یالله[نیشخند]

ریرا

قوانین علم را بر هم زده ای ... نبودنت وزن دارد . تهی اما سنگین !

مهربون

مینا جون سلام. میگم از داداشت چه خبر؟ قصد اومدن نداره؟؟؟ مینا جون وقتی داداشت اومد فکر کنم باید بیای وساطت کنیا. چون من از وقتی که ایشون رفتن فقط کامنتهام واسه توئه[نیشخند].

مریم وبهرادی

پشتِ قَباله‌اَت هزار نه، هزارها نه؛ فقط یک شاخه گل‌ِسرخ ؛ که تمامِ من است! ********************************** ســـــــــــلام................بدم بیا بـــــــروزم [قلب]دیر نکـــــــــنیا[گریه]

مینا

باشه عسیسم راحت باش.منو داداش نداریم[نیشخند]هر وق خواستی بیا اینجا با من بحرف[بغل] جایی هس که به نت دسترسی نداره قرار بود براش نت جور کنن اما حتما نتونستن که نمیاد[ناراحت]و ما همچنان منتظریم[افسوس]