مکثی کوتاه

 - میگن موبایل چیز خوبیه ؟

 - آره ، واسه آدم....

 - پس حوا چی شد ؟

 - مشترک مورد نظر در دسترس نمی باشد ...

پ.ن ١: بالاخره رفتم سر اصل مطلب ...

پ.ن ٢: پس چی شد این نت ؟ ( اینو با خودم بودم ) ...

پ.ن ٣: بعضی وقتها یه احساس اشتراک بهمون دست میده ولی این فقط یه احساسه و در مورد بنده، همیشه یک حس کاذب ...

پ.ن ۴: چرا با وجود کاذب بودن بعضی حسها، بازم اونو دنبالش میکنیم؟

ژن کاذب

/ 50 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مینا

این کامنت پایینی با مهلبونم بودماااااااا نه با تو داداشی[پلک] کیف میکنی داداشی وبلاگ ژن کاذب رو کردم برات چت روم[شیطان]

مهربون

مینا باور کن دیگه این دفعه که داداشت بیاد اول پوست جفتمون رو میکنه بعد هم واسه کامنتهاش تایید میذاره و دیگه کامنتهای من و تو رو تایید نمیکنه. [نگران] میخوای ای دی بده اونجا با هم صحبت کنیم. [نیشخند] من که دیگه میترسم اینجا زیادی با هم صحبت کنیم[وحشتناک]

دختری با رویای آبی

سلام مینا جان. عزیزم من منظور شمارو خیلی هم خوب متوجه شدم. کاملا فهمیدم روی صحبتتون با کیه [لبخند] فقط خواستم بدونم تو از کجا میدونستی ؟!!![تعجب] درضمن من به کسی نخندیدم مینا جان . از برداشتت حال کردم خندم گرفت اما اصلا قصد جسارت نداشتم[گل] و هیچوقته هیچوقته هیچوقت به خودم اجازه نمیدم توی محیطی که مدیریت و مسئولیتش به عهده من نیست با کسی بحث کنم و جو رو متشنج کنم !![خنثی] خصوصا که مدیریت محترم هم خودش حضور نداشته باشه !![خنثی] البته دیگه مهم نیست مینا جون چون ژن جونم ازم خواسته دیگه جواب ندم [بغل][قلب] منم گفتم چششششششششششم [بغل] درهرصورت من وظیفه خودم میدونم از تو عذرخواهی کنم مینا جان چون منظورمو اشتباه متوجه شدی و فکر کردی من دارم جسارت میکنم [لبخند] در حالی که هیچ منظور بدی نداشتم [لبخند] ایشاا... تو هم همیشه بخندی عزیزم [گل]

دختری با رویای آبی

این گلا هم مال تو ژن عزیزم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][بغل]

مینا

مهلبون ما دیگه اینجا کاری نداریم[نیشخند]مگه نه؟؟؟[چشمک]

مینا

حمیده جان من منظور خاصی نداشتیم و فقط قصدم شوخی بود.اگه به وبلاگایی که من نظر میذارم بری میبینی که خیلی از این چرت و پرتا و حرفا بی ربط به عنوان شوخی میگم و مشکلی هم تا حالا برام پیش نیومده جز این یه مورد.داداشمم میدونه که من خیلییییییییی زیاااااااااااد شوخی میکنم حتی گاهی بیش ازحد...میتونی بپرسی. امیدوارم که واقعا همینطور که میگی خودتم منظور بدی نداشته بودی با خندت و حرفت که البته برا من که کاملا عکسش به نظرم میاد[لبخند] خوشالم که ژن جون خواسته جواب ندی[بغل] من تا حالا به خاطر حرفیدن با مهلبون دوست جدید و واقعا مهربونم خیلی میومدم اینجا اما دیگه مشکل حرفیدن با اونم حل شد[بغل] خداییش اشتباه از منم بود که اینجارو کردم چت روم ببخشید داداشیم[ناراحت]

مهربون

اره دیگه کار منم اینجا تموم شد ما رفتیم تا روزی که صاحبخونه تشریف بیارن[چشمک]

[خمیازه][خواب]

دختری با رویای آبی

[گل]

مینا

بابا کجا موندی تووووووووووو[کلافه] همه مشتریای وبلاگت پریدنااااااا...خب زودی اون نت رو یه کاریش کن دیگه[قهر] از اون موقع که من و مهربون رفتیم دیگه اینجا سوت و کور شده[ناراحت] حتی مهسا هم دیگه نمیاد[ناراحت] مهسا لااقل تو بیا و یه چی بگو تا اینجا اینطوری نباشه[افسوس] خداییش چقد هفته هفته کردی که نت این هفته حل میشه اما....[قهر] منم دیگه کامنت نمیدم اینجا تا نیومدیییییی... اصلا من دگه باهات قهرم که نمیای[نگران]