گلایه ای از خودم

سلام ، سلام ، سلام ...

خواهش میکنم این متن رو تا آخر بخونین ...

دیگه زیاد نوشتن، هیچ خواننده ای رو به خودش جلب نمیکنه ، باید کوتاه نوشت ، این از توی چشمهای هممون مشخصه ، وقتی به یه وبلاگ سر میزنیم و میبینیم مطلبش یه خورده طولانیه ، زحمتی برای خوندنش به خودمون نمیدیم و فقط توی نظراتش مینویسیم ، به به چه مطلب جالبی ، چه وبلاگ قشنگی ، شاید یه درخواست تبادل لینک هم داشته باشیم ...

میخوام تو رو که باشی ، جون بدی تا نمیرم

عزیز هم ترانه ، تو واژه ها اسیرم

میخوام تو رو که باشی ، تو دَم دَم نفسهام

تو لحظه های دردم ، محکم بگیری دستام

طوری شدیم که نه تنها از بیان واقعیتها میترسیم بلکه از شنیدن اونها هم ترس داریم . حتی توانایی ابراز احساساتمون رو هم نداریم و از دیدن احساسات دیگران هم فراری هستیم . حرفهای دیگران رو هر جور دلمون بخواد میشنویم ، هر جور دلمون بخواد تفسیر میکنیم و نتیجه میگیریم ...

میخوام تو رو که باشی ، حتی اگه نباشم

حتی اگه تو رویات ، خیال رفته باشم 

میخوام تو رو که باشی ، گم بشی تو وجودم

حتی وقتی نبودی ، من عاشق تو بودم

یه نگاه به خودمون بندازیم همه چی مشخصه ، به جای اینکه به اشتباهاتمون اقرار کنیم ، فقط اونها رو تکرار میکنیم و تکرار . به جای اینکه از شکستهامون درس بگیریم، از ترسمون ، دیگه دنبال تجربه کردن هم نمیریم ، وقتی به اشتباهاتمون پی میبریم توانایی یه معذرت خواهی کوچیک رو هم نداریم و با یکدندگی و اصرار حاضر به اعتراف نیستیم ...

از من بخواه که باشم، کم نیارم تو دستات

پرپر بشم تو حس، ناز لطیف چشمات

از من بخواه که باشم، بودنی رنگ موندن

حست کنم تو رگهام، عینه ترانه خوندن

کینه رو گسترش دادیم ، به همدیگه اعتماد نداریم ، یه دوست واقعی نیستیم تا یه دوست واقعی داشته باشیم ، پرخاشگر شدیم و زود رنج ، گذشت رو فراموش کردیم ، حسادت تو وجودمون رخنه کرده و همه اینها باعث شدن عشق از بین بره و به جای اون چیزی که بوجود اومده ، اسمش هست : جدایی ، جدایی و جدایی ...

از تو میخوام که باشی ، باشی و باشه یاور

تو لحظه هام بمونی ، تا دَم دَمای آخر

از تو میخوام که باشی ، تا که ترانه باشه

اگه یه روز بمیرم ، رو شونه ی تو باشه


میخوام تو رو ، میخوام تو رو ، میخوام تو رو ...


 

پ.ن ١: توی این متن منظورم فقط خودم بود، نه کس دیگه ...

پ.ن ٢: شعر استفاده شده از یکی از آهنگهای رضا صادقی میباشد ...


 

ژن کاذب

/ 46 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

[لبخند]....[متفکر]

زهره

این دوتا رو گذاشتم تا متوجه بشی خیلی ها هم حوصله نوشتن ندارند می تونند از یکی از دو صورتک پایین استفاده کنند

نیروی انتظامی

ببخشید آقا این همه دختر که تو وب شما هستند با شما چه نسبتی دارند لطفا به کلانتری 13 مراجعه کنید

ٍُُEljan nouri

سلام مرسی که به وبم سر زدی .واقعا قیافم آشناست ؟اهل کجایی؟

رازینه

سلام . ممنون که اومدی به وبلاگم. متنت اونقدرام طولانی نبود. خوندمش. حقیقتارو گفتی. هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق. همیشه عاشق باشی [گل]

مریم.ر

سلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــام.......مرسی که کلبمو روشن کردی.....راستی اون کدرو اشتباهی فرستادم[نیشخند][خجالت]

بی مخ

به به چه مطلب جالبی ، چه وبلاگ قشنگی[نیشخند] پس جدایی رو شما اختراع کردید؟:دی

دختر برفی

باهات موافقم (دیگه زیاد نوشتن، هیچ خواننده ای رو به خودش جلب نمیکنه ، باید کوتاه نوشت ) ولی من بر خلاف خیلی ها اقرار به اشتباهاتمون رو کوچیک شدن نمی دونم ادما اینحوریه که بزرگ میشن. باید بزرگ اندیشید [چشمک]